سلام
امروز می خواهم از درد دلم با کسی که از 18 تیر 78 او را شناختم و به او علاقه مند شدم بنویسم .آری ،دکتر معین.شیر مردی که که در 18 تیر به قول خودش بعد از حمله مغولها به کوی دانشگاه شجاعانه استعفا داد و پشت دانشجو ها ایستاد .کسی که در زمان او اوج شکوفایی دانشگاه ها رخ داد.دکتر معین من 4 سال پیش به توی رای دادم و در دور دوم به سفارش تو به هاشمی .ولی امروزاز توگله دارم،دکتر امروز کجایی ،امروز که مردم در خط مقدم جنگ با استبداد دینی از جاو ومال خود مایه می گذارند کجایی دکتر.آقای معین عزیز شاید نوشتن در وبلاگ و دردنامه نوشتن لازم باشد ولی کافی نیست .دکتر امروز باید تو صحنه بود. امروز که هم فکران شما و یاران شما در معرض دستگیری و شکنجه و تهدید و تجاوز قرار دارند آیا نباید حمایت آشکار کرد.دکتر معین عزیز یادمه بعد از انتخابات یال 84 نوشتی که برای رفع خشتگی دوران انتخابات به سفر رفته ای و یکی از جوان به تو گفته که "از هر که می پرسیم می گوید به دکتر معین رای داده ام ولی از صندوق یکی پیز دیگر بیرون آمد".دکتر من امروز از تو می خواهم در صحنه بیایی که نه تنها رای مرا به موسوی پس بگیری بلکه رای 4 سال قبل من را که به شما دادم پس بگیرید .دکتر امروز زمان عمل است .امروز زمان حمایت است . امروز زمان هم فکری است . دکتر عزیزم امروز در آستانه یه انقلاب فرهنگی دومی هستیم که خدا می داند که کشور را به کجاها خواهد برد.امروز پس از کودتای 22 خرداد ،تنها دل خوشی و خبر روحیه بخشی که ما را برای ادامه مبارزه مصمم می کند حضور و حمایت مانند شماهاست.نامه دکتر سروش انگیزه وصف ناپذیری برای ملت سرکوب شده بود.دکتر مصطفی معین منتظریم.
باشد که فریاد جای سکوت شما را بگیرد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر